درباره ما

عشق، عشق کلمه ی عجیبیه، قدرتمنده، انقدر قدرت داره که می‌تونه تو رو توی مشتش له کنه. می‌دونم الان میگین دیگه نه در این حد ولی باور کنین در همین حد. من خیلی کوچیک بودم که عاشق شدم و زندگیم خیلی عوض شد. چشمم رو باز کردم و دیدم همه چیم رو باختم. حالا می‏پرسین عاشق کی شدی؟ درستش اینه که بگین عاشق چی!؟ من عاشق خوراکی و تنقلات بودم، مگه می‏شد ثانیه‏ای من فکر غذا خوردن رو از سرم دور کنم‌. فقط هم غذا خوردن نبودها، از ساعت‏هایی که وقت می‏ذاشتم و می‏پختم و غذاهای جدید رو امتحان می‏کردم تا رستوران های جدیدی که کشف می‏کردم و دیگه خودتون بهتر میدونین. همه ی اینا زندگی منو تغییر داد، یکم واضح تر از بقیه دیده می‏شدم، رزولوشن تصویرم و پیکسل‏هام رفته بود بالا، همین باعث شد که یه لحظه چشم‏هام رو باز کنم ببینم ای داد بیداد با خود چه کردم. اینه که می‏گم عشق خانمان سوزه، چشم آدم رو کور می‌کنه.

تصمیم گرفتم رژیم بگیرم اما نه یه رژیم حوصله سر بر، هر روز صبح تا شب مرغ آب پز و هویج، یا پنیر و یه کف دست نون که وقتی میخوای قورتش بدی کل صورتت قرمز می‏شه و یکی آخر سر با پاش میاد فشار میده تا از گلوت پایین بره. تحقیقات گسترده‏ی من برای یه رژیم مفرح، یه رژیمی که آخرش موهام دسته دسته نریزه و مجبور نشم هر روز ناخن‏هام رو از ته بگیرم چون دیگه مواد معدنی و ویتامینی بهم نمی‌رسه شروع شد. هر روز یه عالمه مقاله و ویدیو نگاه می‏کردم. گرانولا، الان اسمش خیلی آشناست ولی اون قدیم‏ترها، خیلی توی ایران باب نبود، یا اگه بود از این شیرین گندمک ها بود که می‌خوردی معده‏ت ترش میکرد یا انقد گرون بود که میگفتی ولش کن، گرانولا می‌خوام چیکار‌؟

دیگه این شد که خودم آستین رو زدم بالا هر روز یه رسپی جدید، هر روز یه روش جدید مواد جدید، سعی می‏کردم ببینم هر کدوم از مواد چه خاصیتی دارن چی مکمل اون یکیه که وعده‏های غذاییم رو کامل کنه و من بی نصیب از هیچ طعم و مزه ای نمونم. دیگه برای خودم حرفه ای شدم و همه ی دوستان و خانواده زنگ میزدن که اگه درست کردی یکم هم برای من بذار کنار. یواش یواش با استقبال اونا و حس خوبی که از این کار می‌گرفتم. اینکه می‌تونستم یه بخش خوشمزه ی سالم رو به دوستام هدیه کنم بهم این ایده رو داد تا به صورت حرفه‏ای بخوام تبدیل به بیزینس‏ش کنم. باورم نمی‏شد دوستام انقد پشتیبانم باشن و حتی بخوان توی این مسیر بهم انقدر کمک کنن ولی فک کنم بیشتر از اون چیزی که فک می‏کردم گرانولای من تاثیر گذار بوده. اسمش رو گذاشتم جوجان چون واقعا جو عزیز دل من شده و قلب منو به شماها نزدیکتر کرده.

خب رسیدیم به هدف:

هدف ما از تشکیل جوجان چی می‌تونه باشه؟

الان حتما میگین خب فروش محصول!

ولی اگه اپل قرار بود به فروش محصول ش فقط فکر کنه میشد جی ال ایکس😂 (ما اپلیم، شیرین گندمک جی ال ایکس)

هدف مهم تر ما قبل از فروش تعریف درست لذت بردنه، هدف ما لبخند مداوم روی لب های شماست، حالا یعنی چی؟ دقت کردین پفک میخورین اولش خوشحالین ولی ده دقیقه بعد عذاب وجدان گلوتون رو فشار میده؟‌ ما هدفمون آوردن فقط خوشحالی و بدون اون عذاب وجدان توی خونه یا محل کار شماست.

البته بگم ها الان نرید سی کیلو جوجان بخورین بیاین بگین ده کیلو اضافه کردم حالا گردن تو و هدفته😂

نحوه ی مصرف:

اگه مثل من اهل خلاقیت باشین به هیچ چیزی عادت نمی‏کنین هر روز نیاز به تنوع دارین، می‏شه به هزار و یک روش گرانولا رو سرو کرد با شیر، با انواع و اقسام ماست های میوه‏ای، اسموتی و بستنی و تاپینگ وافل، پنکیک و کیک، همراه چاییتون، یا حتی خالی خالی.

بذارین یه اعترافی رو باهاتون درمیون بذاریم، یکی از اعضای جوجان وقتی فیلم می‏بینه و شخصیت‏های فیلم شروع می‏کنن به غذا خوردن یهو خودشو جلوی یخچال پیدا می‏کنه حالا چه نصف شب باشه یا دم دم های صبح، حتی سر سریال فرندز یه پنج شش کیلو اضافه کرده چون هر شب میرفته دم یخچال، خدا از جویی و پیتزا هاش نگذره هر شب وقتی خانواده می‏خوابیدن یه پیتزا پر پنیر درست می‏کرده و پا به پای جویی می‏خورده. اما حالا میره یه مشت گرانولا برمی‌داره و خودشو اینجوری مشغول می‏کنه هم خوشمزه ست هم آدم سیر می‏شه. مثل سالاد نیست که می‏خوری بدتر ضعف می‌کنی 😂

البته گرانولا جنبه های علمی هم داره شما دم کنکور باشی به جای اینکه هی کنجد خالی خالی بخوری بعدم کلی تبخال بزنی میتونی گرانولا بخوری.

توی پروژه های شب امتحانی دیدی از استرس میری سراغ چیپس و پفک؟ اگه گرانولا توی خونه‏تون باشه حداقل می‌دونی همون صدای چیپس رو میتونی تولید کنی زیر دندونت ولی بعد پروژه هنوز سالم باشی و دستگاه گوارشت رو نابود نکرده باشی.

توی مسافرت اگه خدای نکرده یه وقتی زبونم لال دیگه نخواستی جوجه بخوری مثلا‌ برای صبحونه و آشپزی رو هم برای خودت معاف کرده بودی چون مثلا‌ ناسلامتی رفتی مسافرت خوبه که گرانولا‌ رو با خودت برده باشی چون می‌ریزی توی یه کاسه شیر و صبحت رو آغاز می‏کنی و هزار تا مثال دیگه که اگه بخوام بگم باور کنین میتونم فقط ممکنه شما حوصله‏تون سر بره

خب حالا کیا می‏تونن از گرانولاهای جوجان امتحان کنن

ما می‏خوایم یکی از نگرانی‏هاتون رو برطرف کنیم. پس اگه شما هم مثل ما به فکر خورد و خوراک و سلامت بدنتون هستین و غذا خوردن از دغدغه های زندگیتونه و دنبال یه خوراکی با ارزش هستین که فقط رفع گشنگی نکنه و پر از مواد مغذی باشه، ما می‏تونیم کمکتون کنیم تا با خیال راحت و بدون هیچ عذاب وجدانی یک وعده غذایی سالم یا یک میان وعده مقوی داشته باشین که بتونین ازش لذت ببرین.

کلام آخر،

اینو بذارین روی نصیحت دوستانه، مادرانه، پدرانه، اصلا جون عزیزتون با خودتون مهربون باشین.

نه به خاطر بحث های زیبایی ظاهری، به خاطر سلامتی به اعضای درونی بدن تون بگین جیگر جون، قلوه‏ی عزیزم، معده ی روزهای سختم، ای کوه سرسخت، ای روده‏ای که باهات نامهربون بودم، من عهد می‏کنم حداقل دو ماه غذاهای درست، سالم و مقوی انتخاب کنم بعد به هورمون‏های هوس‏انگیزتون که افسار مغزتون رو در کنترل خودشون دارن بگین دست نگه دار و آرام باش از اون خوراکی بدمزه‏های معده پر کن گول زنک نمیدم به خوردت، جوجان رو انتخاب می‏کنم که تو هم سیر شی هم دست از سر من برداری 😂

اینو جدی می‏گیم اگه اون هورمون لعنتی رو سیر کنین نصف راه رو رفتین از ما گفتن🙌🏻